پائیز:-|
این روزا استادا دارن تاریخ امتحانای میانترم رو مشخص میکنن و کم کم باید بشینم درس بخونم اما همچنان دلم میخواد با خودم کتاب ببرم دفتر و اونجا بشینم فقط کتاب بخونم...دو تا کتاب دیگه هم اونجا خوندم و تموم کردم"یکشنبه از آراز بارسقیان" و "به افق تهران از مریم طاهری مجد"


هر دو تاش خوب بود و دوس داشتم..اما از به افق تهران بیشتر خوشم اومد.
الانم که اینا تموم شده میخوام کتاب مردی که گورش گم شد رو بخونم...البته مجموعه داستانه!!!!
خلاصه مهم اینه که درس نیست :دی
خیلی دلم میخواد این لا لوها یه وقت آزاد پیدا کنم برم باشگاه...دختر خاله جان قراره بره ساعتاش و اینا رو سوال کنه بلکه با هم بریم فیتنس :دی
خوبه این درسایی که این ترم دارم اکثرا همونایه که ترم پیش داشتم!!(:دی)
باز با این حال احساس میکنم همشونو کلاس لازمم!!
دلم لباسای پائیزه میخواد اما نه وقت دارم نه حوصله که برم کلی بگردم آخرشم هیچی پیدا نکنم :(
اصلا چقد پائیز بده![]()
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم آبان ۱۳۸۹ ساعت 1:43 توسط من !
|
بیــــــست و سه