من اصن لباس خوشگل پیدا نمیکنممغازه ها هم همش میگن از شنبه جنس جدید میاد و یه ذره امیدم به

 همین حرفاشونه که بتونم لااقل یه چیز معمولی پیدا کنم....حالا تو این هاگیر واگیر آقاهه وقتی میرم یه چیزی

 تنهایی میخرم غرغر میکنه که اصن سلیقه ی من واست مهم نیست!! آخه از وقتی با همیم خودش تنهایی

 هیچی نمیخره..بلوز و شلوار و کفششو من باید براش انتخاب کنم...میگه من نمیتونم انتخاب کنم تو سلیقه

ت خوبه تو برام انتخاب کن!!! بعد از اون ور میگه تو سلیقه منو قبول نداری که من نظر بدم و برات انتخاب کنم

ینی من چی بش بگم الان؟!!

مطمئنم الانم مثه قبل هر چی ازش بپرسم میگه خودت میدونی و همه چی بهت میاد!!و آخرش هم میگه خودت انتخاب کن

چ میدونم

دلم میخواد موهامو باز یکم تیره تر کنم!!!الان قهوه ایه روشن شده ...بس که شستمش رنگ تیره ش رفته

هم یه ذره کوتاه کنم..مثلا تا زیر شونه

اما تا یکم نوکش کوتاه میشه همش موهای رو زمینو نیگا میکنم که یه وقت خیلی کوتاه نشده باشه

بعدش پاییناشو با بابلیش فر درشت کنم

چقدم که من این کارا رو میکنم واقعا و اصنم تنبل نیستم که بشینم یکی برام درس کنه

باید برم یه دل سیر هم لوازم آرایش بخرم و کلی گیج بشم واسه انتخاب ریمل و رنگ رژ لب و رژ گونه

این روزا خوبه

مثه  روزای همه ی اسفندها...

پ.ن://میدونم خیلی داغون نوشتم