یکسره با خودم کلنجار میرم که این ترم ۲۲ واحد بر ندارم و بکنمش دو ترم که هم برام سبک تر باشه و هم

نمره هام بیاد بالاتر...اما دوس دارم زودتر از اون دانشگاه کوفتی بیام بیرون و دو سه ماه بخونم برا ارشد آزاد که

به احتمال زیاد رشته ی خودم نیست و باید کلی کتابای جدید بخونم

تا ۲۲ مهر  وقت دارم تصمیم بگیرم که میخوام چیکار کنم....الانم هر روز تصمیم گیری رو میندازم واسه فردا

امروز با دوس جون رفتیم برای تشییع جنازه معلم ادبیات دوران راهنماییم...یکی از معدود معلم هایی بود که

به شدت دوسش داشتم...یعنی الان بعد ۱۰ سال هنوز گاهی به فکرش بودم و مدام میگفتم یه روز میزم

مدرسه سابق میبینمش...اما وقت نمیشد....تا شد دیشب که فهمیدم خیلی بد مریض بوده و کلی سختی

کشیده دوسش داشتم.....فک کنم همه خیلی دوسش داشتن چون خیلی ماه بود!! پکیدم از گریه امروز

اونجا....

 

 

پ.ن ://  عکس  وسیله های توی کیفم که پست قبل گفته بودم(بهار پارسال)

 حذف شد